ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

433

معجم البلدان ( فارسى )

باب با و جيم و آنچه پس از آن‌هاست بجادة [ ب د ] از آبهاى ابو بكر پسر كلاب است كه به بنى كعب پسر عبد پسر ابو بكر رسيد . سرى پسر حاتم دربارهء آن چنين مىسرايد : دعانى الهوى يوم البجادة قادنى * و قد كان يدعونى الهوى فاجيب « 1 » باقى اين شعر در « عوقبين » ياد شد . بجّان [ ب ج جا ] در پايان نون دارد . نام جايى ميان فارس و اصفهان . جيم در اين واژه به لهجهء فارسيان صدائى ميان جيم و شين دارد . بجّانة [ ب ج جا ن ] شهرى در اندلس از كارگزارى بيره ، كه ويران شده و مردمش به مريّه كوچيده‌اند كه در دو فرسنگى است و از آن تا « غرناطه » يكصد ميل است كه سى و سه فرسنگ باشد . از آنجا است : 1 ) ابو الفضل مسعود پسر على [ 495 ] پسر فضل بجّانى ، وى از ابو القاسم احمد پسر عبيده روايت دارد . 2 ) ابو الحسن على پسر معاذ پسر سمعان پسر موسى رعينى بجّانى ، او در بجّانه از سعيد پسر قخلون و على پسر حسن مرّى و مسعود پسر على و در قرطبه از قاسم پسر اصبغ پسر ابو دليم محمد پسر عيسا فلّاس و از محمد پسر معاويه قرشى و جز ايشان ، برشنود . او شاعرى خوش زبان نسب شناس ، چيره بر سخن و پر ذكر بود . مردم بجّانه و قرطبه از وى شنيده‌ها دارند . ابن فرضى گويد : من از وى برشنودم ! او دروغ مىساخت و من اين را دانسته مىگويم . او گفت در 307 به دنيا آمدم . بجاوه [ ب و ] زمخشرى گويد : در سرزمين نوبه است ، شترانى ويژهء آن را شتر بجاوى خوانند مردمى در آنجا هستند كه تركيبى از عرب و حبش و نوبه مىباشند كه پيش از اين ياد شدند . بجايه [ ب ى ] شهرى در كرانهء دريا ميان افريقيه و مغرب است . نخستين كسى كه آن را بنيان نهاد ناصر پسر علناس پسر حمّاد پسر زيرى پسر مناد پسر بلكّين به سال 457 بود . « 2 » از آنجا تا جزيرهء بنى مزغنّاى چهار روز راه است . در گذشته تنها يك بندر بود ، سپس اين شهر بر لبهء كوه ساخته شد . در سمت قبلهء آن كوهستانى است كه مركز حكومت بنى حمّاد بود و به

--> ( 1 ) . روز « بجاده » عشق مرا برخواند . پيش از اين نيز هرگاه عشق مرا مىخواند من مىپذيرفتم ( چ ع 3 ص 746 س 13 ) . ( 2 ) . اثير ، رويدادهاى اين سال و سال 481 كه مرگ او است .